|
ارتباط مسایل روانی با
سیستم ایمنی از موضوعات بحث انگیز در دنیای علم امروز است. شواهد متعددی در دست
است که مسایل روانی، وضعیت عاطفی و ویژگیهای شخصیتی موجب اثراتی در عملکرد سیستم
ایمنی می گردد. استرسهای متفاوت حتی اگر نسبتاً خفیف هم باشند، می توانند عوامل
سیستم ایمنی را بطور جدی تحت تاثیر خود قرار دهند.
شدت یافتن استرس یا مزمن
شدن آن، می تواند به تدریج منجر به بیماریهای سایکوسوماتیک گردد و میزان ابتلا به
بیماری های جسمی را افزایش دهد. این فشارهای روانی یا استرسها که به تحمل فرد می رسد، از سوی دیگر می تواند در روان
فرد اختلالاتی ایجاد کند و در بسیاری از موارد تغییرات ایمونولوژیک می تواند شاخصی
از چگونگی تحمل فرد در مقابل استرس و معیاری برای پیش بینی وضعیت جسمی و یا روانی
وی باشد. لذا با بالا بردن روحیه و توان تحمل افراد می توان علاوه بر بیماری های روانی
از بیماری های جسمی نیز جلوگیری نموده یا به تسریع در درمان آنها کمک کرد.
مکانیسم تاثیر
استرس بر افراد
در خصوص مکانیسم تاثیر
استرس بر آسیب پذیری افراد، نظرات مختلفی ارایه شده است که از مهمترین مکانیسمها
تاثیر استرس از طریق سیستم ایمنی است.
با توجه به اینکه
سلولهای سیستم ایمنی به خصوص لنفوسیتها برای انواع مختلف هورمونها، نوروپپتیدها و
نوروترانسمیته ها دارای گیرنده هستند و خود نیز با ترشح مواد مختلف ارتباط متقابلی
با سیستم نوروآندوکرین بدن دارند، به راحتی می توان این سیستم را به عنوان واسط
بین آسیب پذیری افراد و استرس وارده به آنها در بسیاری از بیماریها در نظر گرفت.
معمولا اولین تاثیر بر
سیستم ایمنی، افزایش فعالیت فوری و یا در واقع نوعی آمادگی و بسیج است که با
افزایش تعداد عملکرد سلولهای سیستم ایمنی در خون جلوه می کند، ولی متعاقباً کاهش
عملکرد سیستم ایمنی را به دنبال دارد و در استرسهای غیر مزمن، ظرف چند ساعت قابل
جبران است. با طولانی شدن زمان استرس، شدت تغییرات سیستم ایمنی بیشتر شده و انواع
بیشتری از سلولها را درگیر می کند. تجمع استرسها باعث می شود یک استرس کوچک هم در
شرایطی بتواند موجب اختلال عملکرد سیستم ایمنی و بروز بیماری شود که افسردگی از شایع
ترین آنها است و افزایش وقوع بیماریهایی مانند سرطان و نیز سیر نا مطلوب این
بیماریها را موجب می شود.
راههای دفاع بدن
سیستم ایمنی، خط مقدم
دفاع ما در برابر مهاجمین آسیب رسان، محسوب می شود. این مهاجمین ویروسی، باکتریایی
یا قارچی طیف وسیعی از بیماریها از یک سرماخوردگی ساده تا بیماریهای تهدید کننده و
حادی چون ایدز، مننژیت و یا سل را شامل می شود.
مکانیسمهای دفاعی به
راههای گوناگون شکل می گیرد. نخست تغییرات جریان خون و آزاد سازی مولکولهای موضعی
موجب التهاب در بافت آلوده شده که حاصل آن تورم و درد می باشد. به طور عام فعال
شدن سیستم ایمنی در حکم راه اندازی سلولهای لکوسیت و ماکروفارها و پروتئین های فاز
حاد است که به سمت مکان مورد آسیب رهسپار می شوند و پس از شناسایی، پاتوژن های
مهاجم را از میان بر می دارند.
به علاوه پاسخ های فاز
حاد علایمی را پدیدار می سازند که همگی آنها را قبلاً تجربه کرده ایم (تب، درد، بی
خوابی، بی اشتهایی و بی حوصلگی). هر یک از این پاسخ ها عامل مساعد کننده ای در جهت
دفع عفونت، ذخیره ی انرژی و کمک به التیام محسوب می گردند، اما اگر این عوامل
دفاعی به شدت و یا به مدت بیش از حد دست به کار شوند می توانند مخرب باشند. بنابر
این عملکرد آنها باید کاملاً کنترل شده باشد.
مغز و پاسخ های
دفاعی
اکنون ما درک کاملاً
متفاوتی از رابطه میان مغز و سیستم ایمنی داریم و این درک از آنجا نشأت می گیرد که
شواهدی دال بر پاسخ های مغز به پیام های سیستم ایمنی و بافت های آسیب دیده یافت
شده و ساختار دیدگاه سابق به کلی تغییر کرده است. تحقیقات چنین می نماید که مغز
مجموعه ای از پاسخ های ایمنی موضعی و التهابی، نشان می دهد و بطور قطع ارگان مهمی
در راستای کنترل سیستم ایمنی و پاسخ های فاز حاد تلقی می شود. بسیاری از پاسخ ها
در برابر امراضی مانند تب، خواب و اشتها توسط هیپوتالاموس تنظیم می شوند.
مغز پیام هایی را از
بافت های عفونی و یا آسیب دیده دریافت می کند و ماهیت این پیام می تواند عصبی ( از
طریق اعصاب حسی) و یا هومورال( از طریق مولکولهای موجود در جریان خون) باشد.
همچنین به نظر می رسد که پیام های عصبی توسط فیبرهای مرتبط با درد و عصب واگ منبعث
از کبد( ارگان کلیدی در تولید پروتئین های فاز حاد) منتقل می گردند. ماهیت پیام
رسانهای مولکولی به خوبی شناخته نشده است اما اعتقاد بر آن است که پروستاگلاندین
ها ( که توسط آسپرین مهار می شوند) و نیز پروتئین های کمپلمان در این امر ایفای
نقش می کنند. اما شاید مهمترین مولکولهای پیام رسان در این زمینه پروتئین هایی باشند
که ظرف 20 سال گذشته بر ما آشکار شده اند یعنی سایتوکین ها.
سایتوکین ها به
منزله ی مولکول های دفاعی
سایتوکین ها مدافعین بدن
هستند. تا کنون 100 نوع آنها شناسایی شده است و انواع جدید تری از آنها نیز در راه
کشف شدن هستند در حالت عادی این مولکولها در غلظت های بسیار پایین در بدن وجود
دارند اما به محض مواجهه با بیماری و آسیب به سرعت کلید آنها روشن می شود.
سایتوکین ها انواع مختلفی دارند از جمله اینترفرونها، اینترلوکین ها، فاکتورهای
تخریب بافتی و کموکین ها. بسیاری از این مولکولها در همان محل آسیب تولید می شوند
و بر سلولهای مجاور اثر می گذارند. اما تعداد دیگری وارد جریان خون شده و از این
راه پیام ها به اندامهای دور دست مانند مغز منتقل می شود.سایتوکین ها در واقع همان
مولکولهایی هستند که پاسخ به بیماریها و عفونت را بر عهده دارند.
آنچه تولید سایتوکین را
سبب می شود محصولات باکتریایی ، ویروسی و آسیب هایی که بقای سلولی را تهدید می
کنند مانند سموم و مقادیرکم اکسیژن می باشد. کنترل کننده مهم دیگر در این بین، مغز
می باشد، که از طریق پیام های عصبی که به بافت ها ارسال می کند( عمدتاً از راه
سیستم سمپاتیک) و یا هورمونها (از قبیل کورتیزول مترشحه از غده فوق کلیه) کلید
فعالیت سایتوکین ها را روشن و خاموش می کند. سایتوکین ها جزو آن دسته مولکولهایی
هستند که نقش های متعددی ایفا می کنند و بخصوص بسیاری از آنها اجزای سیستم ایمنی
مانند تورم، تغییرات موضعی، جریان خون، راه اندازی موج دوم پاسخ های التهابی را
فعال می کنند. سایتوکین ها تقریباً روی همه ساختارهلی فیزیولوژیک اثر می گذارند و
حتی با اثر روی کبد موجب ساخته شدن پروتئین های فاز حاد می شوند. با وجود تشابهات زیاد
عملکردی، این مولکولها تفاوت چشمگیری با یکدیگر دارند و برخی از آنها اثرات ضد
التهابی دارند، گروهی بطور موضعی بر سلولهای مجاور خود اثر می گذارند و دسته ای
دیگر همچون هورمون ها در گردش خون رها می شوند.
استرس و سیستم ایمنی
همگی ما شنیده ایم که در
شرایط استرس سطح ایمنی مان افت می کند و بیمار می شویم. اکنون ما می دانیم که
استرس چگونه به طور مستقیم و از طریق مسیرHPA و نیز به طور غیر مستقیم، سیستم ایمنی را تحت تاثیر قرار می دهد.
استرس سیستم ایمنی و در نتیجه حساسیت ما را نسبت به بیماری تغییر می دهد. البته
این واکنش به نوع استرس و نیز نحوه پاسخ گویی ما بستگی دارد. برخی افراد به خوبی
شرایط استرس زا را تحمل می کنند. تنها استرس هایی قادر به تسلیم سیستم ایمنی ما
هستند که بسیار وخیم اند، ماند کار بیش از حد و تراژدی های زندگی. یکی از
مولکولهای مهمی که در جریان استرس افزایش می یابد، فاکتور آزاد کننده
کورتیکوتروفین(CRF)
است. CRF مسیر کوتاهی از هیپوتالاموس به سمت
هیپوفیز را طی می کند تا هورمون دیگری به نام فاکتور آزاد کننده آدرنوتروفینACTH رهایش یابد. هورمون اخیر از راه
جریان خون طی مسیر می کند تا به غده فوق کلیه رسیده و در آنجا هورمونهای استروئید(
کورتیزول) را آزاد کند. استروئید ها ترکیبات بسیار مهمی در روند سرکوب پاسخ های
ایمنی و التهابی هستند. هورمون ها و عوامل عصبی دیگری نیز در کارند.
ایمنی و پاسخ های التهابی درون مغز
تحقیقات اخیر نشان داده
اند که بسیاری از مولکولهای دفاعی اعم از سایتوکین ها در روند بیماریهای مغزی نیز
نقش محافظتی دارند، مانند بیماری MS،
سکته مغزی و آلزایمر. به نظر می رسد این مولکولها نورون های داخل مغز را نیز مورد
تهاجم قرار می دهند.
بنابراین راههای درمان
گوناگون بر مبنای سرکوبی و مهار سیستم ایمنی و پاسخ های التهابی استوار شده است. بدین
ترتیب دانش نورو ایمونولوژی، دانش تازه واردی در عرصه علوم اعصاب محسوب می گردد و
می تواند در زمینه درمان بیماریهای مهم مغز و اعصاب راهگشا باشد.
دکتر حسام الدین اصغرنیا
بورد تخصصی مغز و اعصاب
بیمارستان رسول اکرم
بيننده: 96
|