Advertisement
             |
02 مرداد 1393 ساعت 19:09
dermatology&beauty
تجهیزات پزشکی



   
 
انجمن پزشکان امروز قوانين تالار پزشكان امروز
خوش آمدید, مهمان
لطفا ورود یا ثبت نام.
آیا رمز عبور را فراموش کرده اید؟
موضوع انشا:در آینده می‌خواهید چه کاره شوید؟ (1 بازدیدکننده)
به سمت پایین پاسخ موضوع مورد علاقه: 0
موضوع: موضوع انشا:در آینده می‌خواهید چه کاره شوید؟
#344
vashak (کاربر)
Senior Boarder
ارسال ها: 11
graphgraph
کاربر آفلاین می باشد برای دیدن مشخصات کاربر اینجا کلیک نمایید
موضوع انشا:در آینده می‌خواهید چه کاره شوید؟ 1388/09/23 07:56 خوب: 0  
بابا مامان من می‌خوام دكتر بشم!
البته بر همه واضح و مبرهن است که همه‌ی شغل‌های دنیا شریف هستند و ما باید به آن‌ها احترام بگذاریم

و من می‌خواهم وقتی که بزرگ شدم دکتر شوم تا همه به من احترام بگذارند

همچنین من می‌خواهم دکتر شوم تا روی آن صندلی قرمزه‌ی خانه‌یمان بنشینم چون روی آن صندلی فقط عمویم که دکتر است می‌نشیند

و مادرم می‌گوید این دکترها پر از گه و شاش هستند و اگر عمویت جای دیگر بنشیند آن جا نجس می‌شود

و عمویم خیلی خر است و فکر می‌کند ما او را دوست داریم و به او احترام می‌گذاریم که صندلی مخصوص دارد

اما وقتی او می‌رود ما این صندلی را آب می‌کشیم اما من حق ندارم روی آن بنشینم هرچند این صندلی را دوست دارم و به آن احترام می‌گذارم!

پدرم به من می‌گوید تو باید دکتر شوی و من به او می‌گویم چرا خودت نشدی؟

و او می‌گوید چون از خون بدم می‌آمد ومن به او می‌گویم پس چرا در دبیرستان طبیعی خواندی؟

و در همین جا او کمربندش را در می‌آورد و دنبال من ميکند تا مرا کتک بزند

و ما چون در درس دینی خوانده‌ایم که باید پدرومادرمان را دوست داشته باشیم و به آن‌ها احترام بگذاریم

فقط به او فحش‌های خوب می‌دهم و از آن فحش‌هایی که او پشت سر عمویم می‌دهد به او نمی‌دهم.

من همیشه سعی می‌کنم که مریض شوم و به پیش خانوم دکتر سر کوچه‌یمان بروم

و او را نگاه کنم و دوستش داشته باشم و به او احترام بگذارم

البته من به خاطر این زودزود مریض می‌شوم تا از او دکتری یاد بگیرم و اصلآ به من چه که چشم‌های او سبز است!

من می‌خواهم در آینده دکتر شوم تا کافرین را ختنه کنم و آن‌ها مسلمان شوند و برای من ثواب نوشته شود

و دعاهایم قبول شود و شوهر خانوم دکتر سر کوچه‌یمان بمیرد و ما باهم عروسی کنیم و یکدیگر را دوست داشته باشیم و به هم احترام بگذاریم.

من می‌خواهم دکتر شوم تا مثل شب‌هایی که خانه‌ی عمویم می‌خوابم همه به خانه‌ام زنگ بزنند و بپرسند:

ببخشید آقای دکتر بچه‌ی من تا فین می‌کنه چیزی از تو دماغش در نمیاد طوری نیست؟

و مثل پسرعمویم رضا به همه پز بدهم که ما مثل جغدها شب‌ها هم نمی‌خوابیم.

من می‌خواهم دکتر شوم تا مثل این آقا دکتره بین خرید مگان و پژو ۲۰۶ تیپ ۵ شک داشته باشم نه مثل پدرم بین خرید بلیط اتوبوس و پیاده رفتن!

و ما از این انشا نتیجه می‌گیریم که دکترها از جمله خانوم دکتر سر کوچه‌ی ما خوب چیزهایی هستند و ما باید آن‌ها را دوست داشته باشیم و به آن‌ها احترام بگذاریم!

شبا که ما می‌خوابیم خانوم دکتره بیداره

ما خوابشو می‌بینیم ولی اون سر کاره

خانوم دکتره قشنگه با ویروسا می‌جنگه

ما اون‌و دوسش داریم، بش احترام می‌ذاریم

این بود انشای من

برگرفته از وب گاه خاطرات روزهای طبابت
  مدیر دسترسی عمومی را غیرفعال کرده است.
به سمت بالا پاسخ موضوع
Copyright © 2009 Pezeshkanemrooz.com - Email: peyk@pezeshkanemrooz.com